افغانستان در میانه «تعامل» و «مشروعیت» | شانگهای از طالبان چه می‌خواهد؟

  • کد خبر: ۴۴۲۰۸۰
  • ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۲
افغانستان در میانه «تعامل» و «مشروعیت» | شانگهای از طالبان چه می‌خواهد؟
نشست سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک بار دیگر نشان داد که افغانستان، چهار سال پس از تثبیت حاکمیت طالبان، همچنان یکی از مسائل حل‌نشده امنیتی و سیاسی پیرامون این سازمان است؛ مسئله‌ای که تقریباً همه قدرت‌های مهم منطقه ضرورت تعامل با آن را پذیرفته‌اند، اما هنوز درباره چگونگی تبدیل این تعامل به یک رابطه سیاسی عادی اتفاق‌نظر ندارند.

به گزارش شهرآرانیوز، در ظاهر، مواضع اعضای شانگهای درباره افغانستان با یکدیگر فاصله زیادی ندارد: ثبات افغانستان برای امنیت منطقه ضروری است؛ نباید از خاک این کشور علیه همسایگان استفاده شود؛ تروریسم و قاچاق مواد مخدر باید مهار شود و افغانستان باید در مسیر توسعه و اتصال اقتصادی منطقه قرار گیرد. با این حال، مرور دقیق اظهارات سران نشان می‌دهد پشت این اجماع کلی، منافع و نگرانی‌های متفاوتی قرار گرفته است.

مهم‌تر از همه، سازمان همکاری شانگهای در سطح جمعی هنوز حاضر نشده است تعامل رو‌به‌گسترش اعضای خود با طالبان را به پذیرش کامل نظم سیاسی ایجادشده در کابل تبدیل کند.

یک پیام قدیمی که همچنان پابرجاست

در بیانیه نشست بیشکک، کشور‌های عضو بار دیگر بر تشکیل حکومتی فراگیر با مشارکت گسترده نمایندگان گروه‌های قومی و سیاسی افغانستان تأکید کردند و آن را راه دستیابی به صلح پایدار خواندند. همچنین بر افغانستانی مستقل، بی‌طرف، صلح‌آمیز و عاری از تروریسم، جنگ و مواد مخدر تأکید شد.

اهمیت این موضع زمانی بیشتر می‌شود که آن را با اسناد قبلی شانگهای مقایسه کنیم. این سازمان در اعلامیه دوشنبه در سال ۲۰۲۱ نیز بر حضور نمایندگان گروه‌های قومی، مذهبی و سیاسی در ساختار قدرت افغانستان تأکید کرده بود. سه سال بعد، در اعلامیه آستانه ۲۰۲۴، تقریباً همان موضع تکرار شد و کشور‌های عضو تشکیل دولت فراگیر را «تنها راه» رسیدن به صلح و ثبات پایدار دانستند.

بنابراین، با وجود تحولات گسترده در روابط دوجانبه طالبان با کشور‌های منطقه، خط رسمی شانگهای تغییر اساسی نکرده است. این تداوم یک پیام مهم برای کابل دارد: «تعامل سیاسی و اقتصادی کشور‌های منطقه با طالبان لزوماً به معنای پذیرش کامل ساختار سیاسی کنونی افغانستان نیست.»

این شکاف را می‌توان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست منطقه در قبال طالبان دانست؛ کشور‌های همسایه و قدرت‌های اوراسیایی می‌خواهند با حاکمان بالفعل افغانستان کار کنند، اما در سطح سازمانی هنوز حاضر نیستند همه مطالبات سیاسی گذشته خود را کنار بگذارند.

روسیه؛ جلوتر از اجماع شانگهای

روسیه واضح‌ترین نمونه همین دوگانگی است. مسکو در ژوئیه ۲۰۲۵ با پذیرش استوارنامه سفیر طالبان به نخستین کشوری تبدیل شد که حکومت طالبان را رسماً به رسمیت شناخت. روسیه پس از آن نیز از ایجاد یک «مشارکت کامل» با کابل سخن گفته و خواستار گسترش همکاری‌های امنیتی، تجاری و منطقه‌ای با طالبان شده است.

اما روسیه در همان حال عضوی از سازمانی است که در بیانیه جمعی خود همچنان بر تشکیل دولت فراگیر در افغانستان تأکید دارد.

این تناقض ظاهری نشان می‌دهد سیاست افغانستان در شانگهای دیگر الزاماً از سیاست دوجانبه اعضای آن تبعیت نمی‌کند. ممکن است یک عضو روابط خود با طالبان را تا مرحله شناسایی رسمی پیش ببرد، اما برای شکل‌گیری یک موضع مشترک در سازمان، رضایت ده کشور عضو لازم است.

به بیان دیگر، روابط دوجانبه برخی کشور‌های شانگهای با طالبان از سیاست نهادی خود سازمان جلو زده است.

چین؛ ثبات پیش از هر چیز

موضع چین در نشست بیشکک محتاطانه‌تر بود. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، افغانستان را در کنار اوکراین و خاورمیانه از مسائل مهم و حساس منطقه‌ای و بین‌المللی دانست و گفت؛ پکن آماده تقویت هماهنگی با طرف‌ها و تلاش برای رسیدگی به «علل ریشه‌ای و نشانه‌های» بحران‌ها و پیشبرد راه‌حل سیاسی است.

چین در سخنان خود مستقیماً طالبان را هدف انتقاد قرار نداد. این ادبیات با سیاست چند سال اخیر پکن نیز هماهنگ است: حفظ ارتباط با کابل، جلوگیری از بی‌ثباتی در مرز‌های غربی چین، مقابله با فعالیت گروه‌های مسلح و در عین حال فراهم‌کردن زمینه اتصال اقتصادی افغانستان به آسیای مرکزی و شبکه‌های منطقه‌ای.

از نگاه پکن، مسئله افغانستان بیش از آنکه موضوع تغییر حکومت باشد، مسئله «مدیریت ثبات» است. چین خواهان فروپاشی یا انزوای کامل طالبان نیست، اما همچنان از تبدیل تعامل عملی با کابل به شناسایی رسمی فاصله گرفته است.

پاکستان؛ افغانستان از دریچه تهدید امنیتی

اگر چین بر ثبات تأکید داشت، پاکستان صریح‌ترین هشدار امنیتی نشست را مطرح کرد.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، گفت: کشورش خواهان افغانستانی صلح‌آمیز، باثبات و مرفه است، اما تا زمانی که «تروریست‌ها از خاک افغانستان» برای کشتن پاکستانی‌ها و اتباع کشور‌های دیگر استفاده کنند، صلح پایدار دست‌یافتنی نخواهد بود. او در نشست «شانگ‌های پلاس» نیز خواستار توقف مؤثر گروه‌هایی شد که به گفته اسلام‌آباد از خاک افغانستان علیه پاکستان و همسایگان فعالیت می‌کنند.

این موضع نشان‌دهنده تغییر جدی در رابطه‌ای است که در نخستین ماه‌های بازگشت طالبان به قدرت، در اسلام‌آباد با خوش‌بینی بیشتری دیده می‌شد.

برای پاکستان، مسئله افغانستان اکنون بیش از هر چیز با تحریک طالبان پاکستان و امنیت مرزی گره خورده است. از همین رو، در حالی که چین درباره «راه‌حل سیاسی» سخن می‌گوید و هند بر ثبات و کمک به مردم افغانستان تمرکز دارد، پاکستان مسئله را مستقیم‌تر در قالب تهدید فرامرزی تعریف می‌کند.

این مسئله در دوره جدید ریاست پاکستان بر سازمان همکاری شانگهای نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. ریاست ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ شانگهای پس از نشست بیشکک به پاکستان واگذار شد؛ بنابراین می‌توان انتظار داشت اسلام‌آباد تلاش کند پرونده مبارزه با تروریسم و استفاده گروه‌های مسلح از خاک افغانستان را بیشتر وارد دستور کار امنیتی سازمان کند.

هند؛ افغانستان بخشی از معادله امنیت اوراسیا

نارندرا مودی نیز افغانستان را مستقیماً به امنیت اوراسیا پیوند زد. نخست‌وزیر هند گفت: دستیابی به یک اوراسیای صلح‌آمیز و امن با صلح و ثبات در افغانستان ارتباط نزدیک دارد و تأکید کرد: هند کمک‌های توسعه‌ای و بشردوستانه به مردم افغانستان را ادامه خواهد داد.

مودی هم‌زمان خواستار مقابله با کل «اکوسیستم» تروریسم، از تأمین مالی و جذب نیرو گرفته تا افراط‌گرایی و پناهگاه‌های امن شد و نسبت به استاندارد‌های دوگانه در مبارزه با تروریسم هشدار داد.

تفاوت مهم هند و پاکستان در این است که دهلی‌نو در سخنان مربوط به افغانستان مستقیماً طالبان را متهم نکرد. این محتاط‌بودن با سیاست جدید هند در قبال کابل هماهنگ است؛ دهلی می‌خواهد بدون شناسایی رسمی حکومت طالبان، فضای لازم برای ارتباط سیاسی، کمک بشردوستانه و حفظ نفوذ تاریخی خود در افغانستان را از دست ندهد.

ایران از شکل‌گیری «حکومتی فراگیر» در افغانستان حمایت می‌کند

هرچند مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در نشست شانگهای به افغانستان اشاره نکرد، اما عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در نشست وزیران خارجه سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، تحولات افغانستان را یکی از مهم‌ترین مسائل مشترک امنیتی و توسعه‌ای این سازمان توصیف کرد و گفت: ثبات و امنیت افغانستان نه تنها برای مردم این کشور، بلکه برای همه کشور‌های منطقه اهمیت راهبردی دارد. تهران همچنین مبارزه با تروریسم، افراط‌گرایی، جرائم سازمان‌یافته، قاچاق مواد مخدر، مهاجرت غیرقانونی و بحران‌های انسانی را نیازمند همکاری چندجانبه کشور‌های منطقه می‌داند.

عراقچی در ادامه اعلام کرد که جمهوری اسلامی از شکل‌گیری افغانستانی امن، باثبات و توسعه‌یافته که علاوه بر عاری‌بودن از تروریسم، از «حکومتی فراگیر» برخوردار باشد، حمایت می‌کند. این موضع عملاً تهران را در همان چارچوب سیاسی قرار می‌دهد که در بیانیه‌های جمعی شانگهای نیز دیده می‌شود؛ یعنی تعامل با حکومت موجود در کابل، بدون کنار گذاشتن کامل مطالبه مشارکت گسترده‌تر گروه‌های سیاسی و قومی در ساختار قدرت.

افغانستان؛ عضو ناظر، اما بیرون از میز

یکی از معنادارترین جنبه‌های نشست بیشکک نه چیزی بود که گفته شد، بلکه چیزی بود که اتفاق نیفتاد.

طبق اطلاعات رسمی سازمان همکاری شانگهای، افغانستان همچنان یکی از دو کشور دارای وضعیت «ناظر» در این سازمان است و این جایگاه را از سال ۲۰۱۲ در اختیار دارد. با این حال، در فهرست رسمی شرکت‌کنندگان نشست «شانگ‌های پلاس» بیشکک، از میان دو عضو ناظر فقط مغولستان حضور داشت و نماینده‌ای از افغانستان ذکر نشده است.

این وضعیت نمادی از موقعیت کنونی افغانستان است؛ یعنی افغانستان موضوع گفت‌وگوست، اما هنوز طرف کامل گفت‌و‌گو نیست.

کشور‌های منطقه درباره امنیت افغانستان، دولت فراگیر، تروریسم، مواد مخدر و اتصال اقتصادی تصمیم و بیانیه صادر می‌کنند، در حالی که حکومت مستقر در کابل در ساختار رسمی این گفت‌و‌گو حضور ندارد.

این مسئله نشان می‌دهد که حتی گسترش روابط دوجانبه طالبان با کشور‌های منطقه هنوز نتوانسته خلأ مشروعیت چندجانبه کابل را برطرف کند.

شانگهای از طالبان چه می‌خواهد؟

از کنار هم گذاشتن مواضع اعضا می‌توان سه مطالبه مشترک را استخراج کرد: نخست، افغانستان نباید به پایگاهی برای تهدید امنیت کشور‌های منطقه تبدیل شود؛ دوم، ثبات سیاسی و اقتصادی این کشور برای اتصال و توسعه اوراسیا ضروری است؛ و سوم، ساختار سیاسی فعلی افغانستان هنوز از نگاه جمعی شانگهای به سطح مطلوبی از فراگیری نرسیده است.

اما تفاوت اساسی بر سر اولویت‌هاست. برای پاکستان، مسئله فوری «تروریسم از خاک افغانستان» است. برای چین، جلوگیری از بی‌ثباتی و یافتن یک راه‌حل سیاسی پایدار اهمیت دارد. هند می‌خواهد افغانستان در مدار ارتباط اقتصادی و امنیت منطقه باقی بماند، بدون آنکه کابل کاملاً در حوزه نفوذ رقبایش قرار گیرد. روسیه از همه اعضا جلوتر رفته و تعامل را به شناسایی رسمی رسانده است. کشور‌های آسیای مرکزی نیز بیش از هر چیز نگران سرایت ناامنی، افراط‌گرایی و قاچاق مواد مخدر به مرز‌های خود هستند.

در نتیجه، آنچه امروز می‌توان «سیاست شانگهای در قبال افغانستان» نامید، بیش از آنکه یک راهبرد واحد باشد، حداقل مشترک منافع ده کشور متفاوت است.

تعامل بدون چک سفید امضا

نشست بیشکک نشان داد که دوران تلاش برای منزوی‌کردن کامل طالبان، دست‌کم در بخش بزرگی از منطقه، عملاً پایان یافته است. کشور‌های شانگهای افغانستان را بخشی جدایی‌ناپذیر از ترتیبات امنیتی، اقتصادی و ارتباطی آینده اوراسیا می‌دانند و تقریباً هیچ‌یک سیاست قطع رابطه با کابل را دنبال نمی‌کنند.

اما این به معنای اعطای «چک سفید امضا» به طالبان نیست.

تکرار مطالبه دولت فراگیر، نگرانی از گروه‌های مسلح، تأکید بر جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه کشور‌های دیگر و ادامه غیبت کابل از نشست‌های رسمی شانگهای نشان می‌دهد میان پذیرش واقعیت حاکمیت طالبان و پذیرش مشروعیت کامل آن هنوز فاصله وجود دارد.

شاید مهم‌ترین پیام نشست بیشکک برای طالبان نیز همین باشد: منطقه آماده همکاری است و حتی برخی اعضا مانند روسیه از مرز شناسایی رسمی عبور کرده‌اند، اما برای تبدیل این روابط پراکنده به پذیرش جمعی در یکی از مهم‌ترین سازمان‌های سیاسی و امنیتی اوراسیا، هنوز موانع سیاسی و امنیتی جدی باقی است.

از این منظر، افغانستان در سیاست شانگهای نه یک کشور منزوی است و نه یک عضو عادی نظم منطقه‌ای؛ بلکه در نقطه‌ای میان این دو قرار گرفته است: کشوری که همه درباره ضرورت تعامل با آن توافق دارند، اما هنوز درباره شرایط پذیرش کامل حکومتش توافقی شکل نگرفته است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.